من و دوستم فریده دوتایی رفته بودیم شمال .... ی روز صبح داشتیم میرفتیم بیرونبگردیم و تو ی جاده که دوطرفشم درخت بود رد می شدیم که یهو ماشینمون خراب شد ماهم که انقدر بی خیال نشستیم تو ماشین تا یکی بیاد کمکمون کنه و از اونجایی که خیلی خوش شانسیم پرنه هم اونجا پر نمیزد ....

ی نیم ساعتی گذشت تا اینکه ی ماشین پر از پسر از دور اومدن بلـــــــــه اونا امیر و اردی و آرمین و چندتا از دوستاشون بودن که تا مارو دیدن واسادن کمک کنن امیر و اردلان پیاده شدن ببینن چی شده من براشون توضیح دادم که چی شده و از اونجایی هم که شناخته بودمشون داشتم از خجالت میمردم امیر مشغول شد تا ماشینمو درست کنه اما اردلان که کرم درونشفعال شده بود اومده بود واساده بود بغل ماشین ،من و فریده هم که تو ماشین بودیم فریده که حواسش نبود ولی آقا اردی اون قسمت تیکه انداختنش فعال شده بود و هی چرت و پرت میگفت بالاخره امیر گفت فکر کنم درست شده منم کلییییییییی ازشون تشکر کردم و موقع خدافظی اردلان ی کاغذ بم داد منم که بچه مثبت فکر کردم امضایی چیزی ..... ازش گرفتم و خدافظی کردیم

اومدیم ویلا من به فریده گفتم:

من:چه آبرو ریزی شدا امیر اومد ماشینمونو درست کرد ....نه؟

فریده هم که داشت از درد دوری امیر حسین میمرد دوروز بود اومده بودیم شمال به اندازه دویست سال باهم تلفنی فک زده بودن.....

فریده هم که حواسشون خیلی جمع بود برگشته میگه

فریده:چی؟؟؟؟؟؟؟

من:زهرررررررمارررررر

فریده:واسا جواب امیر حسینو بدم بعدا باهم حرف میزنیم

منم که حوصلم سر رفته بود رفتم سراغ اون کاغذ اردی ببینم امضاش چه شکلی (عاخه فک میکردم امضاست)

بازش که کردم دیدم نوشته منتظرتم با شماره اولش خندم گرفت بعد کلی جیغ زدمو بدو لیرا بهش گفتم

من:پسره بیشوووووووووووووووووووووور بی فرهنگ (باکلی جیییییییییییییییغ)

فریده:درررررررررررررد .... به خاطر تو مجبور شدم تلفنو قطع کنم....حالا چته ؟

من:پسره ی بی فرهنگ بر داشته به من شماره داده

فریده:خوبه که از تنهایی در میای

من:بلند شدم با کلی جیغو داد من بدو فریده بدووووووووو

.

.

.

.

.

.

.

خوب تموم شد امیدوارم خوشتون اومده باشه آخغ دفعه اولم بود ببخشید دیگه

حالا به نظرتون بعدش چی میشه؟.....حتما بگیدااااااااا