عشق شیرین 1
ی نیم ساعتی گذشت تا اینکه ی ماشین پر از پسر از دور اومدن بلـــــــــه اونا امیر و اردی و آرمین و چندتا از دوستاشون بودن که تا مارو دیدن واسادن کمک کنن امیر و اردلان پیاده شدن ببینن چی شده من براشون توضیح دادم که چی شده و از اونجایی هم که شناخته بودمشون داشتم از خجالت میمردم امیر مشغول شد تا ماشینمو درست کنه اما اردلان که کرم درونشفعال شده بود اومده بود واساده بود بغل ماشین ،من و فریده هم که تو ماشین بودیم فریده که حواسش نبود ولی آقا اردی اون قسمت تیکه انداختنش فعال شده بود و هی چرت و پرت میگفت بالاخره امیر گفت فکر کنم درست شده منم کلییییییییی ازشون تشکر کردم و موقع خدافظی اردلان ی کاغذ بم داد منم که بچه مثبت فکر کردم امضایی چیزی ..... ازش گرفتم و خدافظی کردیم
اومدیم ویلا من به فریده گفتم:
من:چه آبرو ریزی شدا امیر اومد ماشینمونو درست کرد ....نه؟
فریده هم که داشت از درد دوری امیر حسین میمرد دوروز بود اومده بودیم شمال به اندازه دویست سال باهم تلفنی فک زده بودن.....
فریده هم که حواسشون خیلی جمع بود برگشته میگه
فریده:چی؟؟؟؟؟؟؟
من:زهرررررررمارررررر
فریده:واسا جواب امیر حسینو بدم بعدا باهم حرف میزنیم
منم که حوصلم سر رفته بود رفتم سراغ اون کاغذ اردی ببینم امضاش چه شکلی (عاخه فک میکردم امضاست)
بازش که کردم دیدم نوشته منتظرتم با شماره اولش خندم گرفت بعد کلی جیغ زدمو بدو لیرا بهش گفتم
من:پسره بیشوووووووووووووووووووووور بی فرهنگ (باکلی جیییییییییییییییغ)
فریده:درررررررررررررد .... به خاطر تو مجبور شدم تلفنو قطع کنم....حالا چته ؟
من:پسره ی بی فرهنگ بر داشته به من شماره داده
فریده:خوبه که از تنهایی در میای
من:بلند شدم با کلی جیغو داد من بدو فریده بدووووووووو
.
.
.
.
.
.
.
خوب تموم شد امیدوارم خوشتون اومده باشه آخغ دفعه اولم بود ببخشید دیگه
حالا به نظرتون بعدش چی میشه؟.....حتما بگیدااااااااا
سلام من ارغوان مدیر وبلاگ هستم واین اولین تجربه ی وبلاگ نویسی من هستش اما میخوام ادامش بدم. این وبلاگ فقط برای اردلان طعمه و طرفدارانش ساخته شده است امیدوارم ازوبم خوشتون بیادولطفا نظریادتون نره راستی پروفایلم فعاله بووووووووووووووووووووووووووووووووس